أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 38

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

أمر بين الأمرين » ، اصل مسلّم شيعه است . 90 در حملهء ابن تيميّه به شيعه ، يك پرسمان را نبايد از ديده دور داشت و آن دشمنى سخت دولت مماليك مصر است با دولت ايلخانان در ايران - كه با نوعي سياست متسامحانه راه را براى پيشرفت سياسى شيعه بازگذاشته بود و خود به تشيّع گرايش داشت . 91 چه خوب گفته بود علّامهء حلّى ، آنگاه كه كتاب ابن تيميّه را ديده بود : « اگر سخن مرا فهم مىكرد ، پاسخش را مىدادم » ! 92 در چنين عصرى - كه به تعبيرى مىتوان آن را آغاز عصر تجديد حيات در عالم تشيّع نام نهاد - جهان اسلام ظهور و فعّاليّت ابو المكارم حسنى و أمثال او را نظاره‌گر شده بود ، و ابو المكارم‌ها ( يعنى او و مانند او ) طريقه‌هاى نسبتا متنوّع و جالب توجّهى را در تبليغ انديشه و كلام شيعه پيشه كرده بودند . از كششهاى طريقهء علمى ابو المكارم - قدّس اللّه روحه - ، در كار تفسيرى و كلامىاش باريك‌بينيها و « دقيقه در كاركردنهاى » 93 وى است در طرز بيان و استخدام ألفاظ ؛ اگر به فهم كردن نكته‌هاى دقيق و فاخر كه او - اينجا و آنجا - لحاظ نموده است ، كامياب گرديده باشم ، هر بار حظّى وافر و شعفى بيكران از دريافت اين طرائف بهرهء راقم اين سطور شده - و للّه الحمد و له الشّكر . مصاديق ميناگريهاى هوشيارانه و متكلّمانهء ابو المكارم - عليه الرّحمة - فراوانست ؛ ولى چونان نمونه يادآور مىشوم اين بهره را : وى در دقائق ، جائى از دلائل امامت امير مؤمنان ، على بن ابى طالب - عليهما السّلام - سخن مىدارد و از جمله ، « حديث منزلت » « أنت منّى بمنزلة هرون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدي » را ياد مىكند و سپس مىنويسد : « اگر تعصّب ترك كنند و انصاف دهند بدانند كى رسول ، امير المؤمنين را - صلوات اللّه عليهما - از خود همان واجب كرد كى هرون را از موسى - عليهما السّلام - واجب بوذ از وزارت و ولايت و شدّة ظهر و خلافت و لزوم طاعت ، الّا اشتراك در نبوّة و اخوّة از جهت ولادت » ( دستنوشت ، رويهء 156 ) . دقّت و هوشيارى ابو المكارم در بيان ، از همين عبارت واپسين آشكار مىگردد : « الّا اشتراك در . . . اخوّة از جهت ولادت » .